رشد صادرات غیرنفتی در پايان دهة 1990 و اول هزارة سوم ميلادي را در سه بخش اصلی میتوان جستجو كرد كه عبارتند از: پوشاک، کفش و غذاهای دریایی که بهترتيب در 1999 با نرخ 3/29 درصد، 1/39 درصد و 3/16 درصد رشد کردند. از مقدار 4/23 درصد افزایش در رشد صادرات، نیمی از آن را میتوان ناشی از صادرات به ژاپن، چین، لائوس و کره جنوبي و همچنين به کشورهای اروپایی بلژیک، بریتانیا، آلمان و فرانسه دانست؛ درحالیکه صادرات غیرنفتی به سنگاپور و هنگکنگ، حدود 30 درصد در هر دو کشور کاهش داشت.[1]
با وجود آمار و ارقام نویدبخش، آینده اقتصادی ویتنام اما نامعلوم است. بر اساس شواهد متعدد، پیشبینیهایی را که ویتنام رشدی با سرعت دهه 1990 خواهد داشت، تأیید میکند. پیمان تجاري اين كشور با ایالات متحده آمريكا در اوايل دهة 2000، به اندازة همگرايي با "آ.سه.آن"، فرصتهای صادراتی جدیدی را ایجاد كرد. بهعلاوه، تجارت ميان چین و ویتنام با کمک اصلاحات اقتصادي و باز بودن تجاری که هر دو کشور به آن تن در دادهند، سبب رشد منظمی در اين كشور شده است. از 1991 تا 2001، تجارت بین چین و ویتنام حدود 100 برابر رشد داشته و چین نیز، تبديل به سرمایهگذاري عمده در ویتنام شده است. موافقت چین با شرایط آفتا در آ.سه.آن، انتظار ميرود كه حرکت اقتصادی در تمام کشورهای منطقة "آ.سه.آن" افزایش یابد.[2]
احتمالأ رقابت در صنایعي كه كالاهاي با قیمت بالا در اقتصاد عرضه ميكنند يا از طريق حذف تعرفه (در چارچوب مقررات آفتا) یا کالاهای قاچاق بهوجود میآید. اگر در درازمدت ، دولت قادر باشد که بخشهای ناکارآ را کوچک کرده و بانکداری و بازارهای سرمایه را بهبود بخشد، ویتنام پتانسیل بالایی برای رشد دارد. با وجود این، با فرض ابقاي دولت فعلی و ادامة ساختار اقتصادی، تغییرات این چنینی در کوتاهمدت بعید به نظر میرسد.[3]
از طرف دیگر، فقدان شغل کافی و مناسب در بخش کشاورزی، رشد کشاورزی و محصولات کشاورزی را کند میکند. بهعلاوه، ايجاد محدودیت و موانع بر شرکتهای خصوصي داخلی منجر به یک بخش خصوصی داخلی ضعیف میشود. مشاهدات نشان ميدهند كه دولت مایل نیست که به شرکتهای خصوصی اجازة رقابت با بنگاههای دولتی را بدهد، گرچه این یک شرط لازم برای رشد محسوب شود.[4] هرچند اینترنت هر روز نقش بيشتری در موفقیت جهانی بازی میکند، اما ویتنام درنتیجة محدودیتهای دولت، هزینههای بالا، سرعتهای کم و موانعي که محتواي مطالب را بررسی و سانسور می کنند، همیشه یک پله عقب میماند. علاوه بر تمامي این موارد، نرخ نهایی مالیات فوقالعاده بالا، نیروی کار را ترغیب به مهاجرت و كار در خارج از کشور کار ميکند.
با اينهمه، حزب کمونیست ویتنام ادعا میکند که برنامهریزی خردمندانهای در فعالیتهای گذشتهاش داشته و اظهار میدارد که سیاستهای کنونی، سبب همگرایی بازار واقعی و افزایش رشد اين كشور میشوند. دولتمردان چشمانداز اقتصادی بسیار مثبتي را پیش بینی كرده و میگویند، تمام تلاشها برای افزایش رفاه ملی انجام گرفته است. بنابراین وضعیت اقتصادی ویتنام بهبود يافته و درنتیجه، قدرت حزب کمونیستی در حاکمیت تقویت میشود. اگر به ادعاي دولت ويتنام با ديدي مثبت نگريسته شود، با ساختارهای نهادی کنونی و قوانین و مقررات، آینده اقتصادی ویتنام امیدوارکننده ولی با این حال، سؤال برانگیز است.
[2] - "
[3] - Dapice, David O. P. 2
[4] - Ibid. p. 3
ادامه مطلب
چندین دلیل برای ناچیز بودن این تأثیر بیان شدهاند. نخستين دلیل آن است که مقادیر فراواني از تجارت بین ویتنام و کشورهای غیر عضو آ.سه.آن مثل اتحادیه اروپا، ایالات متحده، ژاپن، کره، تایوان، هنگ کنگ و چین انجام میشود. تا زمانیکه اقتصاد ویتنام بهروي این کشورها باز است، انحراف تجاری[1] مشکل میشود. با درنظرگرفتن نرخهاي ميانگين تعرفه كه پایین هستند، کاهش بیشتر تعرفه تحت لوای آفتا، به حداقل افزایش تجارت با کشورهای آ.سه.آن منجر میشود. سرانجام، با موافقتنامه دوجانبة ایالات متحده آمريكا و ویتنام در سپتامبر 2001، تجارت دوجانبه دو کشور دو برابر خواهد شد و تقریبأ به یک میلیارد دلار آمريكا رسيده كه كاهش بيشتري در تجارت ميان ویتنام با آ.سه.آن را حكايت خواهد كرد.[2]
همانطور كه بيان شد، آینده تجارت ویتنام با آ.سه.آن نيز نامشخص است. براساس اطلاعات دولتی، در سال 2000، ميزان تجارت ميان ویتنام و آ.سه.آن، 1/7 ميليارد دلار بوده است كه 50 میلیون دلار دیگر، از سرمایهگذاریهای خارجی بهدست آمد. ازطرفي دولت اظهار میدارد که ویتنام اهمیت زیادی برای همکاری اقتصادی رو به افزایش با آ.سه.آن قائل بوده و پیمانها و تعهداتی در رابطه با سرمایهگذاری، خدمات، تجارت الکترونیک، گسترش بازارها و تقویت مناسبات منطقهای و همگرایی ایجاد کرده است.[3] اما از طرفي ديگر، همچنان ساختار صنعت ویتنام، پایه و اساس استواري برای آینده اقتصاد صادراتی اين كشور ایجاد نكرده است. حمایت بالا از صنایع مثل کالاهای مصرفی، شکر، کود شیمیایی و نوشابهها، از ناکارايي و هزینههای بالا براي اقتصاد در آینده خبر میدهد. موانع غیرتعرفهای[4] به رغم تعهدات اين كشور برای کاهش آنها، بهقوت خود باقی ماندهاند و حمایت مستمر از استراتژی جایگزینی واردات[5] برای گسترش تولید کالاهای غیرقابل تجارت[6]، همچنان ادامه دارد.[7]
ج- آینده و رشد اقتصادی ویتنام:
از زمان اجراي سياستهاي موسوم به "دوي موي"، با وجود پيدايي بحران آسیا در دهة 1990، رویهم رفته ویتنام روندي صعودی در رشد را نشان داده است. بخش کشاورزی از اواسط دهة 1990، رشد منظمی داشته و از بهطور متوسط 8/2 درصد (1986 تا 1990) به 3/4 درصد (1991 تا 1998) رسیده است. محصول قهوه از 102000 تن در 1991 به 420000 تن در 1997 و توليد برنج از 17 (1988) به 30 ميليون تن (1998) افزايش يافتند. پرورش محصولات طبيعي آبي خوراکی هم صنعتی رو به رشد بود که در 1998 از مرز 500000 هكتار تجاوز كرد.[8] در 1999، کل صادرات ویتنام 4/23 درصد رشد داشت که بهطور تقريب، 70 درصد آن رشد ارزش صادرات نفتی و 3/16 درصد برای صادرات غیرنفتی بود كه چنین نرخي وقتي با بقیه کشورهای منطقه مقایسه میشود، قابل توجه است.
[1] - trade diversion
[2] - Ibid, p. 26.
[3] - Communist Part of Vietnam (2001)
[4] - non-tariff barriers
[5] - import substitution strategy
[6] - non-tradable goods
[7] - Nguyen, Trung Tien, P. 27
[8] - Tran, Thi Ben, http://econ.tu.ac.th/iccg/papers/tranthib.doc
ادامه مطلب
ب- ویتنام و "آ. سه. آن"
ویتنام در 1995 به اتحادية کشورهای جنوب شرقی آسيا (آ.سه.آن)[1] پیوست تا به رشد اقتصادی[2]، پیشرفت اجتماعی[3] و توسعه فرهنگی[4] در منطقه سرعت بخشيده، صلح و ثبات[5] منطقهای را افزایش داده و همکاری[6] فعال و مساعدت متقابل[7] را برای منافع مشترک[8] در زمینههای اجتماعی، فرهنگی، فني، علمی و اداری گسترش دهد. در 1992، موافقتنامة تجارت آزاد آ.سه.آن (افتا)[9] این امکان و اجازه را داد تا فرصت رقابتی منطقه آ.سه.آن بعنوان یک واحد تولیدی منفرد ، از طریق کاهش نرخهای تعرفه به کمتر از 5% ظرف 15 سال ، افزایش یابد.[10]
درنتیجة پیوستن به افتا، ویتنام این اجازه را پيدا كرد که تعرفههای وارداتی درون آ.سه.آن را بهطور زمانبندی شده در یک بازة بلند زمانی، کاهش دهد. پیوستن به آ.سه.آن، صادرکنندگان ویتنامي را به فرصتهای جدید و تجربههای ارزشمند در بازارهای خارجی مجهز کرد؛ تجربههایی که به ویتنام کمک کرد که در صورت پیوستن به سازمان تجارت جهاني، خود را در سیستم تجارت جهانی[11] مصون نگهدارد.[12] تعهدات افتا ویتنام را با چالش کاهش تعرفهها یا حفظ وظایف مربوط به واردات روبهرو میکند، ولی این در حالی است که اين كشور تشويق خواهد شد تا نظامهای مالیاتیای را که سبب افزایش صادرات از طریق مزیت نسبي[13] میشود، مورد استفاده قرار دهد.
با اينهمه نقش و آینده ویتنام در آ.سه.آن و آفتا نامعلوم است. مطالعات زیادی انجام شده تا تأثیرات آفتا را بر تجارت ویتنام نشان دهد. تجزیه و تحلیلهاي متعددي از جمله، "مزیت نسبی آشكارشده"[14] و "تشابه صادرات"[15] حكايت از آن دارند که آفتا از طریق افزایش دسترسی ويتنام به بازار آ.سه.آن در گسترش کشاورزی و پرورش محصولات طبيعي آبي (دريايي)[16] در اين كشور موفق عمل كرده است.[17] درهرصورت، نتایج بدست آمده از مدل جاذبه[18] {تجارت بین دو کشور را از طریق رگرسیوني ساده براساس اندازة (توليد ناخالص داخلي، جمعیت[19] و مساحت کشور) و هزینههای معامله[20] (فاصله[21]، تشابهات فرهنگی[22] و همسایگی[23])، پيشبيني میکند}، خاطرنشان ميكنند كه تأثیرات تجاری همگرايي ویتنام با آفتا بهطور نسبی کوچک است.[24]
[1] - Association of South East Asian Nations (ASEAN)
[2] - economic growth
[3] - social progress
[4] - cultural development
[5] - stability
[6] - collaboration
[7] - mutual assistance
[8] - common interest
[9] - ASEAN Free Trade Agreement (AFTA)
[10] - Nguyen, Trung Tien (2003)
[11] - global trading system
[12] - Ibid, p. 26
[13] - comparative advantage
[14] - Revealed Comparative Advantage (RCA)
[15] - Export Similarity (ES)
[16] - aqua-culture
[17] - Ibid.
[18] - gravity model
[19] - population
[20] - transaction costs
[21] - distance
[22] - cultural similarities
[23] - adjacency
[24] - Ibid, p.11
ادامه مطلب
پروفسور Greg Mankiw استاد اقتصاد دانشگاه هاروارد در وبلاگ خود (آدرس وبلاگ را در رديف 40 سايتهاي اقتصادي ميتوان پيدا كرد)، دانشكدههاي اقتصاد دانشگاههاي ممتاز آمريكا را رتبهبندي و نام 15 دانشكده طراز اول را فهرست كرده است.
به تازگي دانشجويان زيادي از دانشكده اقتصاد دانشگاه تهران (و شايد ساير دانشگاهها در ايران)، علاقهمند به ادامة تحصيل در دورههاي عالي دانشگاههاي خارج از كشور شدهاند كه فكر ميكنم، اين رتبهبندي بتواند كمك فراواني به آنها براي ادامةتحصيل در يكي از دانشگاههاي معتبر آمريكا بكند. اين دانشگاهها نهتنها از سطح كيفي بسيار بالايي براي ارايه آخرين يافتهها و نظريات اقتصادي برخوردارند، بلكه در تطور نظريههاي اقتصادي، نقش فعال و مؤثري را ايفا ميكنند.
بهراستي چقدر خوب ميشد كه دانشكده اقتصاد دانشگاه تهران ميتوانست با ايجاد ارتباط و همكاري متقابل با تعدادي از اين دانشگاهها، به ارتقاء سطح علمي دانشكده كمك كند. ايدهآلي كه متأسفانه مسؤولان دانشكده كمتر به آن فكر كرده و شايسته است هرچه زودتر، در اولويتهاي نخست كاري تصميمسازان آموزشي دانشكدههاي اقتصاد دانشگاههاي ايران قرار گيرد.
1. Harvard econ
2.
3.
4. NYU econ
5. UC Berkeley econ
6.
7. MIT econ
8.
9.
10.
11.
12.
13.
14.
15. UC San Diego econ
ادامه مطلب
این سیاستها برای به حرکت واداشتن و تحریک توسعه سازمانهای خصوصی، افراد و بخشهای اقتصادی و بهعلاوه، همگرایی با جهان و اقتصادهای منطقهای طراحی شدند و بنابراین، تجارت و سرمایهگذاری مستقیم خارجی حمایت و تشویق شدند. اگرچه بسیاری از این سیاستها درعمل، تحقق نيافتند یا از آنها پیروی نشد؛ نتیجه اما همچنان یک اقتصاد سریعآ در حال رشد بود که بر رکود اقتصادی سالهای قبل چیره میشد.
در پنج سال نخستِ پس از اجراي سياستهاي موسوم به "دوي موي"، رشد اقتصادي با نرخ رشد توليد ناخالص داخلي معادل 5/4 درصد و تورمي با نرخ 2/260 درصد، آهسته بود. با وجود این 5 ساله بعد، اقتصاد اين كشور بهبود چشمگیری نشان داد. نرخ متوسط رشد توليد ناخالص داخلي 9/8 درصد و نرخ رشد جمعیت 2/4 درصداز نرخ رشد توليد ناخالص داخلي پایینتر گزارش شد. تورم درنتیجة تعیین نرخ ارز توسط بازار، كاهش پيدا كرد و درمجموع، فقر تا 1996، کاهش بسياري یافت بهطوریکه توليد ناخالص داخلي سرانه دراین سال، 6/1 برابر 1985 بود.[1]
عوامل زیادی به افزايش نرخ رشد اقتصادی در این دوره زمانی، کمک کردند. جريانهاي ورودي سرمايه حاصل از سرمايهگذاري خصوصي خارجي، سهمي معادل 2 میلیارد دلار در سال یا 5 تا 10 درصدِ توليد ناخالص داخلي را دراختيار داشت. در 1997، كمكهاي خارجي به يك ميليارد دلار و توليد نفت و صادرات به 4/1 میلیارد دلار که تقریبأ دو برابر 1992 بود، رشد پيدا كردند. سرمایهگذاری مستقیم خارجی از رشد پيوستهاي برخوردار شد و نقش مهمی را در رشد اقتصادي ویتنام بازی کرد. در بخش کشاورزی، رشد به 4 تا 5 درصد در سال رسید و ویتنام به صادرکنندة عمدة برنج و قهوه تبديل شد.[2] در واقع ویتنام در کنار تایلند و ایالات متحده آمریکا، یکی از سه صادرکنندة جهانی برنج بود. درمجموع، صادرات از 2 میلیارد دلار به 9 میلیارد دلار در دوره 97-1991 افزایش یافت.
با این وجود بحران آسیا که در 1997 اتفاق افتاد، تأثیر محسوسی بر اقتصاد ویتنام باقي گذاشت. با توجه به دسترسی محدود اين كشور به پول قوی[3] ، دولت ویتنام قابلیت تبدیل يا تبدیل پذیری "دانگ" به "دلار" را محدود کرد. موفقیتهای ناچيز بهدست آمده از سرمایهگذاریهای پيشين و تمايل به تأخیرانداختن آنها، سبب شد كه سرمایهگذاران جدید با توجه به فقدان سودآوری سریع، از سرمایهگذاریهاي بيشتر منصرف شوند. درنتیجه، سرمایهگذاريهاي خارجی دارای مجوز، از 6/8 به 6/1 میلیارد دلار کاهش پیدا کرد و رشد توليد ناخالص داخلي از 1998 تا 1999، تنها 4 درصد تخمین زده شد.[4] اطلاعات دولتی، ارقام بالاتری از رشد را نشان میدهند ولی این احتمالأ بهدلیل تشویق ثبات، حفظ نرخهای رشد بالا و مقابله با رکود توسط دولت است. بههمين صورت چین نيز در همين بازة زماني، تعدیلات مشابهی را در آمار اقتصادي انجام داد تا اقتصادش با ثبات به نظر آید.
[1] - Thang, Bui Tat (2003)
[2] - Dapice, David O.
[3] - Hard currency پولي كه مورد قبول اكثر كشورهاست و نيازي به تبديل آن به ارز ديگري نيست.
[4] - Dapice, David O.
ادامه مطلب
البته منتقدان جهانيسازي در اين كشور ادعا میکنند که هرچند جهانیسازي رشد را افزایش میدهد، اما به افزایش نابرابري میانجامد. علاوه براین، جهانیسازي به افزایش دستمزد پرداختی به کودکان منجر میشود و در نتیجه، نیروی کار زیر سن قانونی را افزایش میدهد. البته شواهد و مطالعات تجربی غیر از این را حكايت میكند؛ يعني شواهد قویأ خاطرنشان میكنند که کشورهای درحال رشد در فرايند جهانيسازي، در واقع خط فقر را کاهش دادهاند. وانگهی، قیمتهای روبه افزایش برنج داخلی درنتیجة همگرایی بازار، درآمد خانوار را افزایش میداد. بدينسان خانوارها این درآمد را جانشین درآمدی میکنند که بنا بود توسط کودکان بهدست آيد و در نتیجه، استفاده از نیروی کار زیر سن قانونی (كودكان) کاهش مییابد.[1]
ششمین کنگرة ملی حزب کمونیست ویتنام با اذعان به اینکه اقتصاد برنامه ریزیشدة متمرکز با شکست مواجه شده، طرح کلی سیاستهایی را که ویتنام به سمت اقتصادي بازتر، مبتنی بر بازار اقتصاد بازار و اقتصاد جهانی هدایت کند، در دستور كار قرار داد. این سیاستها كه به "دوي موي" موسوم شدند، موارد زير را دربر ميگرفتند:
· پرداخت حقوق و دستمزد به طور مستقیم و نقدی؛
· قیمتگذاری نهادههاي شركتهاي دولتي بر مبناي هزينهها؛
· اجازه استخدام تا ده کارگر به کارفرماهای خصوصی؛
· جمعآوری ایستهای گمركي و بازرسی داخل کشور؛
· اصلاح قانون سرمایهگذاری خارجی؛
· از هم پاشیدن تعاونیهای کشاورزی؛
· حذف تقریبأ تمامي سوبسیدهای مستقیم و کنترل قیمتها؛
· افزایش آزادی عمل مدیران بنگاهها؛
· تنزیل ارزش پول به سطح نرخ بازار؛
· از بین بردن انحصار دولت در تجارت خارجی؛
· ایجاد مشارکتهای خارجی در فعالیتهای بانکداری؛
· کاهش محدودیت بنگاههای خصوصی؛
· ایجاد مناطق آزاد صادراتی که در آن شرکتهاي خارجي، 100% مالکیت داشته باشند؛
· وضع قانون بر شرکتهای سهامی؛
· برچیدن عناصر اصلی برنامهریزی مرکزی و بوروکراسی؛
· یک کاهش 15 درصدی در نیروی کار دولتی؛
· ارجاع کسب و کارهایی در بخش جنوبی كشور (سابقاً موسوم به ويتنام جنوبي) که در 1975 ملی شده بودند به صاحبان قبلی یا وارثان آنها.[2]
[1] - McKenzie, David, Lecture 17, (2003)
[2] - Watkins, Thayer, http://www.sjsu.edu/faculty/watkins/vietnam.htm
ادامه مطلب
با وجود تلاشهای دولت برای واردکردن هزاران تن مواد غذايي، قحطی و فقر اما همچنان ملت را تهديد میکرد. معضل فقر در ویتنام، راه را برای کمکهای خارجی هموار کرد؛ هرچند، کمکهای خارجی حجم سرمایه در اين كشور را افزايش داد، ولي این سرمایه به نوبة خود، به مقدار زیادی نیروی کار نياز داشت تا به افزایش در محصول بيانجامد، بنابراين تأثير كمكهاي خارجي تنها در افزایش قابل ملاحظهای در بدهی های ملی اين كشور نمايان شد.[1] کاهش اهمیت کشاورزی توأم با اقتصاد رو به زوال، وضعیت بسیار ناگواري را ایجاد کرده بود، بهطوری که متوسط سرانه مواد غذائی (كه برحسب برنج اندازهگيري ميشد) به 300 کیلوگرم در سال رسید. کشور از گرسنگی رنج میبرد و این در حالی بود که گردش صادرات تنها جوابگوی يكسوم گردش واردات بود و خالص گردش تجارت خارجی بهطور متوسط حدود 7/1 میلیارد دلار آمریکا در سال گزارش ميشد.[2]
اقتصاد برنامهریزی شدة متمرکز به منافع شخصی مردم توجهی نميکرد و افراد هم انگیزة بسیار کمی برای افزایش تولید داشتند و بنابراين، حرکت و تحرک اقتصادی از بین رفته بود و شرایط زندگی در ویتنام روز به روز از بد هم بدتر ميشد. درآمد کل نزدیک به 537 دانگ[3] در ماه بود. از این ميزان، 521 دانگ نشاندهندة مخارج کل بود که 80 درصدش خرج مواد غذایی میشد.[4] در پنج سال اول پس از جنگ، رشد متوسط توليد ناخالص ملي[5] نصف رشد جمعیت و درآمد ملی يكپنجم آن بود. حتی ده سال بعد از پایان جنگ، وضعیت اقتصادی ویتنام در اصل بدون تغییر باقی ماند.[6]
حرکت به سمت جهانیسازی، پیش از آنکه کل کشور از گرسنگی تلف شود، ضروری بود. جهانیسازي براي ويتنام منافع زیادی داشت؛ تجارت خارجي، ابداع[7] و بهرهوری را بالا میبرد و با کمک یک بازار بزرگ جهانی در مقایسه با بازارهای کوچک داخلی، انگیزة بیشتری برای ابداع ایجاد میكرد. مطالعات نشان ميدادند آن دسته از کشورهای درحال توسعهاي که طي دو دهة گذشته به سریعترین رشد اقتصادي دست پيدا کردند، آنهایی بودهاند که در ایجاد رشد صادرات جدید موفق شدهاند.[8]
