تبليغاتX
اقتصاد بین الملل- سایت تخصصی دکتر رحیمی

 

 


 

چندي است كه دولت نهم در راستاي استفاده از برخي از سياست‏هاي پوپوليستي مرسوم و به بهانة اصلاحات ساختاري اقتصاد و اصلاح به اصطلاح يارانه‏هاي حامل‏هاي انرژي (ازجمله، آب، برق و گاز مصرفي خانوارها) كه اين‏همه تبديل به نهادي نوظهور در اقتصاد ايران شده است، جامعه را در التهاب و اضطراب نگه داشته و به اعتقاد من، با اصرار بر سياست‏هاي غيرعلمي (همين‏جوري)، غيركارشناسي و سليقه‏اي، هزينه‏هاي فراواني را بر آيندة اقتصاد ايران تحميل كرده و به توزيع فقر مبادرت مي‏ورزد.

اين دولت نيز همچون ساير نظام‏هاي كنترلي، براي تحميل سياست‏هاي خود، با بي‏اعتنايي به مباني علم اقتصاد و تكيه بر سياست‏هاي غيرعلمي كه درنهايت به پيدايي نهادهاي نوظهور و احتمال نهادينه شدن آن‏ها مي‏انجامد، ساختاري مغشوش و پرهزينه از اقتصاد طراحي مي‏كند كه نه با ساختارهاي اقتصاد بازار مطابقت دارد و نه حتي نگرش‏هاي سوسياليستي را به‏طور كامل اشاعه مي‏دهد؛ بلكه هر از چندگاه با تكيه بر شعارهاي پوپوليستي و به بهانة‌ تعميق نظام "اقتصاد اسلامي"، بر پراكندگي و آشوب اقتصاد بيمار ايران اضافه كرده و ناهنجاري‏هاي ديگري را بر اندام نحيف و بيمارش تحميل مي‏كند.    

در اين نوشتار كوتاه،‌ نقش نهادهاي نوظهور را كه منتج از نگرش‏هاي ايدئولوژيكي يا سليقه‏اي و سياست‏هاي كنترلي (همين‏جوري) هستند، در جهت بسط قدرت سياسي حكومتي كنترلي، مورد بررسي قرار داده و تأثيراتش را به‏طور اجمال از زاوية اقتصادي مطالعه مي‏كنيم.

نگرش‏های عقلايی، بر نقش محرک‏ها و منافع تأكيد كرده و نهادهاي (عمومي)‌ نوظهور را به‏مثابه "بازارهای سیاسیِ" "گروه‏های سازمان‏يافته" براي رسیدن به قدرت و باقي‏ماندن در آن، معرفي می‏کنند. در اقتصاد كنترلي ايران، گروه‏های مشخصی وجود دارند كه از اين نهادها براي رسيدن به منافع خود بهره‏جويي كرده و همچنین آن‏ها ممکن است گروه‏هاي ديگر را از دست‏يابي به امكانات و منافع اقتصادي موجود در جامعه كه خود از آن بهره مي‏جويند، محروم سازند.

بنا به تعریف، نهادها به‏طور ذاتی شامل محتويات سیاسی و روابط سلطه (قدرت) هستند که از آن‏ها به‏عنوان ابزاري ضمني و صريح استفاده مي‏كنند. به‏طور بديهي، اين موضوع به‏طور تفکیک‏ناپذیری سبب منافعي گسترده براي گروهي خاص و زيان‏هاي عدیده براي گروه‏هايي مي‏شود كه در قدرت سهمي در اختيار ندارند.[1] بنابراين، شناخت طرح مشخصی از نهادها و قراردادها و حقوقي كه آن‏ها براي روابط سياسي و قدرت استفاده مي‏كنند، ساختار واقعي آن‏ها را مشخص مي‏كند.

نهادها ضمن آن‏كه مي‏توانند در متغيرهاي كلان اقتصادي همچون توزيع درآمد و مقولة رفاه يا فقر نقش مؤثري داشته باشند، به جهت‏دهي حركت اين متغيرها و حتي نهادينه كردن حركت‏ آن‏ها در بطن اقتصاد مي‏پردازند.

"اختیار[2]" به‏عنوان مکانیزمي کلیدی براي کاهش فقر در همين راستا مدنظر قرار گرفته كه مستلزم یکسری شرایط ضروری از جمله، وجود قوانین است. تأثیر اختیار نهادها بر فقر را می‌توان از نوع قدرت سیاسی نهادها که توسط اجرای قوانین، حقوق و قراردادها حمايت می‌شوند، تشخیص داد. افراد ممکن است بنا بر تعريف، در جامعه از حقوقی برخوردار باشند، اما اگر قدرت سیاسی یا نهادهاي سنتی، با روش‏هاي كنترلي از اجرای واقعي اين حقوق ممانعت به‏عمل آورند، بنابراين نهادهاي رسمي از كمترين ارزشي برخوردار نخواهند بود؛‌ يعني همان اتفاق ناخوشايندي كه در اكثر نظام‏هاي كنترلي قابل مشاهده است: اكثريت قريب به اتفاق مردم، از حداقل  "حقوق" شناخته‏شده برخوردارند!

محتواي مؤثر نهادهاي عمومي (شامل: وظايف، معنا و اعتبار) ‌در واقع، بيانگر ابعاد واقعي و رسمي آن‏ها نیست (مانند: دادگاه‏ها و مجالس قانون‏گذاري). قالب‏هاي نهادها می‌توانند با يكديگر مشابه باشند، اما محتوي آن‏ها كه در قالب سياست‏ها تبلور مي‏يابند، می‌تواند به‏صورتي طراحي شوند كه براي مثال، مبتني بر افزایش رشد يا کاهش فقر باشند یا اين‏كه نهادهايي به شكل غارتگرانه[3] در جامعه جلوه كنند.

نهادها حتی می‌توانند به نفع یک قانونگذار كه به دنبال تعميق هرچه بيشتر نظام كنترلي است، باشد. اين نهادها حتی می‌توانند در راستاي منافع سلطة سياسي و گروه‏هاي سلطه‏گر طراحي شوند و به نفع قانونگذار متجاوز به حقوق خصوصي مردم فعاليت كنند، به‏گونه‏اي‏كه از ايجاد نهادهاي پیشرفته و مردمي که مي‏توانند قدرت حاكمان را تهدید کرده و در تقابل با انحصار و رانت‏جويي باشند، جلوگيري به‏عمل آورند.[4]

همچنين، برخي از نهادهاي رانت‏جو كه به فساد مي‏انجامد، تأثير جدي بر توزیع مجدد منافع یا ضررهای حاصل از قرارگرفتن در فرايند جهانی‏سازی، بر طبقات محروم جامعه دارد. اين نهادها از برخورداري طبقات محروم به اعتبارات ماليه، امكانات سرمایه‏گذاری، گسترش فعالیت‏های اقتصادی و کسب منفعت از خدمات عمومی اولیه، مانند بهداشت فراگير و آموزش‏هاي تخصصي که در فرايند جهانی‏سازي عرضه می‌شوند، جلوگيري مي‏كنند. برای مثال، نهادهايي كه از طرف دولت ايجاد شده و خدماتي را عرضه مي‏كنند، ممكن است درعمل، با فرايندهاي جهاني‏سازي در تقابل قرار گرفته و با صرف هزينه‏هاي فراوان، موانع جدي بر سر راه اصلاحات اقتصادي- اجتماعي ايجاد كنند.

از آن‏جايي‏كه مفاهيم علم اقتصاد در تعريف، با مقولات فساد در تضاد قرار دارند، بنابراين مي‏توان ادعا كرد كه درصورت استفادة صحيح از اصول آن بتوان فقر را به‏طور جدي در جامعه كاهش داد؛ ولي در بسياري از جوامع درحال توسعه به‏ويژه كشورهاي با درآمد پايين، مشاهده شده است كه، طبقات محروم به سبب روبه‏رو شدن با اقتصاد سیاسی‏اي كه توسط نهادهاي ضعیف دولتی حمايت مي‏شود، عامل فقر را در جامعه افزايش داده‏اند.

به‏ويژه، در اين كشورها مشاهده شده، دولت‏ها با اتخاذ سياست‏هاي ناهمگون، غيركارشناسي‏شده،‌ سليقه‏اي و نامرتبط با موازين علمي و ساختارهاي واقعي جامعه با توسل به نهادهاي خودساخته كه همگي در جهت حمايت از سياست‏هاي كنترلي و سليقه‏اي دولت مشغول به‏كارند، به توزيع وسيع فقر در جامعه مي‏پردازند كه تازه‏ترين جلوة آن در اقتصاد كنوني ايران، اصرار بر اجراي رئوس مبهم طرح به اصطلاح تحول اقتصادي در دولت نهم بوده كه از كمترين بنية كارشناسي و اصول علمي برخوردار است.

بنابراين، در فرايند چنين اثرات آستانه‏ای نهادهاي عمومي، ساختارهای آموزشی، بهداشتی و قانونی می‌توانند علیه فقرا عمل کرده و درنهايت به توزيع گستردة فقر در جامعه بپردازند، درحالي‏که اگر جامعه در مسير اصلاحات درست اقتصادي قرار مي‏گرفت و نهادهاي عمومي در فرايند اصلاحات ساختاري به تصحيح روندهاي غلط مي‏پرداختند، كاهش فقر در اين‏صورت قابل رؤيت مي‏شد.

مطالعات نظري و مشاهدات كاربردي قوياً خاطرنشان مي‏سازند، در جوامع كنترلي كه نهادها از محتوي كنترلي نيز برخوردارند، قوانين و مقررات در راستاي منافع سلطه و قدرت تبيين شده و عملكرد نهادهاي دولتي مي‏توانند برخلاف منافع فقرا شكل گرفته و نهادهاي نوظهور با قرارگرفتن در مقابل اصلاحات واقعي ساختاري و حتي فرايند همگرايي جهاني، نابرابري در جامعه را تشديد كنند.

از آن‏جايي‏كه نهادها به‏طور ذاتي مي‏توانند از ابعاد سياسي برخوردار باشند، بنابراين، انواع منتفع شدگان و بازندگان، قلمروها و محتوي‏هاي مؤثر قوانين و حقوق و گروه‏هايي كه مي‏توانند به اين قوانين و حقوق دسترسي داشته باشند، تحت تأثير شرايط غيرقابل پيش‏بيني‏شده قرار مي‏گيرند.

به‏عبارت ديگر، شرايط برندگان و بازندگان در اين فرايند بستگي به موازنة قدرت دارد، بدين‏ترتيب كه معلوم شود آيا گروه‏هاي مسلط سياسي، واقعاً به‏دنبال ايجاد برابري، عدالت، رشد و توسعه اقتصادي و كاهش فقر هستند، يا اين‏كه با پافشاري بر افكار ايدئولوژيكي خود و بدون اعتناء به منافع ملي و موازين علمي، مي‏خواهند بر اريكة قدرت همچنان مسلط باشند. تجربة نظام‏هاي كنترلي، به موضوع دوم تكية بيشتري دارد.

 



[1] - Tilly (1985)

[2] - empowerment

[3] - predatory

[4] - Robinson (1996)

 

 


 

 

نوشته شده توسط <دكتر رحيمي بروجردي >    

   8:32 | لینک  |  

Balatarin

 

4- مشارکت:

در روش ((مشارکت))، سهام شرکت‏های دولتی با درصد مشخصی که می‏تواند بیشتر و یا کمتر از پنجاه درصد باشد، به بخش خصوصی واگذار می‏شود و بدین‏سان بخش خصوصی و دولت به‏طور مشترک در مالکیت و مدیریت سهیم می‏شوند.

این روش زمانی مورد توجه بخش خصوصی داخلی قرار می‏گیرد که حضور بخش دولتی از جنبه‏های سیاسی و مالی در ادامة فعالیت‏ها مؤثر باشد. همچنین دولت در واگذاری شرکت‏ها به افراد حقیقی و حقوقی خارجی، از روش ((مشارکت)) استفاده می‏کند.

جلب مشارکت بخش خصوصی در سرمایه‏گذاری‏های جدیدِ مورد نیاز بنگاه‏های دولتی، زمانی به‏کار گرفته می‏شود که نیاز دولت به منابع مالی چندان شدید نباشد، ولی دولت بخواهد حجم فعالیت‏های اقتصادی خود را تا حد امکان، کاهش دهد.

در این روش، دولت امکان می‏یابد تا با کاهش سرمایة دولتی، واحد تحت کنترل خود را اصلاح کند. کاربرد این روش می‏تواند برای واحدهایی که به دلایل مختلف از تملک بخش خصوصی بیرون آمده‏اند، اما بخش دولتی هنوز نتوانسته است واحد مذکور را سودآور کند، مفید باشد و آن بخش دوباره به بخش خصوصی ارجاع داده شود.

آن‏دسته از شرکت‏های دولتی که به سرمایه نیاز شدیدی دارند، می‏توانند با جلب مشارکت بخش خصوصی برای سرمایه‏گذاری، منابع مورد نیازشان را تأمین کنند. یکی از مزایای این روش، مبتلا نشدن دولت به درگیری‏های سیاسی ناشی از واگذاری شرکت‏های دولتی است.

5- عرضة سهام مشمول واگذاری به عموم و افزایش سرمایه:

آن‏دسته از شرکت‏های دولتی که به منابع مالی جدید نیازمندند و مستقیم هم نمی‏خواهند در خصوصی‏سازی شرکت کنند، با فروش بخشی از سهام خود به بخش خصوصی، به نوعی ((استقراض)) مبادرت می‏ورزند.

در این روش مالکیت و مدیریت، بنگاه هنوز در تسلط دولت است و بخش خصوصی از سود واگذاری از طرف دولت منتفع می‏شود. برای مثال، در ایران دولت و سازمان‏های دولتی به اصطلاح با انتشار ((اوراق مشارکت))، هزینه‏های خود را تأمین مالی می‏کنند.

شایان ذکر است که برخی از اوراق مشارکت منتشرشده از طرف دولت، در واقع ماهیت ((اوراق قرضه)) دولتی را دارند، ولی به دلیل حرمت آن از طرف مراجع دینی در ایران، با نام ((اوراق مشارکت)) در اختیار مردم قرار می گیرند!

به طور کلی، عرضة سهام مشمول واگذاری به مردم از متداول‏ترین روش‏های واگذاری است. در این روش دولت، تمام یا بخشی از سهم خود را در واحد مشمول واگذاری به صورت ((سهام)) به مردم عرضه می‏کند. برای فروش سهام باید در هر مورد، ((آگهی فروش سهام)) را تهیه کرد.

روال معمول این است که واحد مشمول واگذاری از خدمات فنی بانک‏های سرمایه‏گذاری برای عرضة سهام خود، استفاده می‏کند. در صورتی‏که بنگاه دولتی در ((بورس)) پذیرفته شده باشد، جریان واگذاری به‏مراتب ساده‏تر است. واگذاری شرکت دولتی به بخش خصوصی زمانی به بهترین شکل انجام می‏شود که از شرایط زیر برخوردار باشد:

الف: بنگاه دولتی به اندازة کافی بزرگ و سابقة مدون و روشنی داشته باشد که نشان دهد آن واحد می‏تواند روی پای خود بایستد و قدرت کسب سود را دارد؛

ب: از مجموعه‏ای مدیریتی و اطلاعاتی لازم برای تجهیز بنگاه به‏منظور ورود به ((بورس)) و خصوصی شدن و همچنین اطلاع‏رسانی به متقاضیان احتمالی خرید سهام، برخوردار باشد. چنین مجموعه‏ای باید در امر واگذاری، مشارکت و فعالیت داشته باشد؛

ج: نقدینگی لازم در بازاری که سهام در آن عرضه می‏شود، وجود داشته باشد که بتواند سهام مورد نظر را جذب کند؛

د: بازار سهام و اوراق بهادار (بورس) از قوام لازم برخوردار باشد و یا آنکه سازوکار مشخص و سازمان‏یافته‏ای وجود داشته باشد که بتواند با استفاده از حمایت‏های قانونی، وظیفة بورس را انجام دهد.

از جمله مزایای این روش می‏توان به آشکار و قابل ردیابی بودن روش کار عرضة سهام، عمومیت پیدا کردن خرید سهام در جامعه و گسترش امکانات عرضة منابع و پس‏اندازهای مردم برای تأمین مالی سرمایه‏گذاری و نیازهای سرمایه‏ای, اشاره کرد. با این‏همه، فقدان نهادهای مالی باقوام، به‏ویژه سازمان‏های واسطه‏ای مالی و مؤسسات ارزیابی، از مطلوبیت این روش در کشورهای درحال توسعه می‏کاهد.

همان‏طور که گفته شد، در پاره‏ای از موارد که دولت به منابع مالی به‏شدت نیازمند است، واگذاری به شکل فروش دارایی‏های واحد دولتی صورت می‏پذیرد. در مواردی بررسی‏های حقوقی و مالیاتی نشان می‏دهند که فروش دارایی‏های شرکت دولتی، سود بیشتری دارد.

در مواقعی که هیچ امیدی به استقلال اقتصادی بنگاه مشمول واگذاری وجود نداشته باشد‏، یا نتوان امیدوار بود که شرکت به شکل موجودش بتواند به سودآوری برسد، از این روش واگذاری استفاده می‏شود. البته در این روش، سرنوشت کارکنان بنگاه واگذاری‏شده، برای دولت مطرح نیست.

باید توجه داشت که روش مذکور، کوتاه‏ترین روش واگذاری است. قیمت در چنین روشی به‏طور معمول از راه مزایده تعیین می‏شود.  

 

 


 

 

نوشته شده توسط <دكتر رحيمي بروجردي >    

   8:2 | لینک  |  

Balatarin
 

از اهداف دیگر سیاست‏های مالیاتی، بهبود در توزیع درآمد است. استفاده از مالیات‏های تصاعدی که سهم کمتری مالیات، از دارندگان درآمد پائین و سهم بیشتری مالیات، از دارندگان درآمد بالا دریافت می‏نماید، موجب می‏شود که توزیع بعد از مالیات، از نابرابری کمتری برخوردار شود.

درهر صورت، باید توجه داشت که گسترش مالیات بر فروش که بدون هدف و اساس مشخصی صورت می‏گیرد، و به‏معنای تشویق مالیات‏های نزولی[1] در اقتصاد است، موجب می‏گردد که اشخاص با درآمد پائین، سهم بیشتری از درآمدشان را مالیات دهند. ((مالیات نزولی)) معمولاً به‏صورت درصد ثابتی از قیمت فروش‏های خرده‏فروشی[2] صورت می‏گیرد.

کشورهائی که قصد دارند از سیاست‏های مالیاتی، برای بهبود در توزیع درآمد استفاده نمایند، بر چنین مالیاتی، نباید تکیة زیادی کنند.

کارآئی تخصیص منابع از دیگر اهداف سیاست‏های مالیاتی است. سیاست‏های مالیاتی در نظر دارد که استفاده از منابع در اقتصاد، به‏صورت کارآ صورت گیرد و یا حداقل عدم کارآئی‏ها را به‏ کمترین میزان ممکن، کاهش دهد.

مالیات بر صادرات، موجب کاهش تولید کالاهائی می‏گردد که قیمت‏هایشان در بازارهای جهانی تعیین می‏شود. چنین مالیاتی، منابع را از بخش صادراتی به تولید داخلی انتقال می‏دهد که درنتیجه، کارآئی در تولید و درآمدهای ارزی به شدت کاهش خواهد یافت.

از طرف دیگر، مالیات بر واردات، باعث افزایش قیمت داده‏های تولیدی و کالاهای سرمایه‏ای مورد نیاز بخش صادراتی و تولیدات مورد نیاز بازار داخلی می‏شود.

چنین افزایشی موجب افزایش قیمت کالاهای مصرفی در داخل می‏شود و ضمن بالابردن سطح عمومی قیمت‏ها، انتخاب مصرف‏کنندة داخلی را محدود می‏نماید. یک اقتصاد سالم، زمانی می‏تواند تولیدات را حداکثر نماید و کارآئی منابع را بهینه کند که قیمت، با هزینة نهائی برابر شود. چنانچه دولتی درآمدهایش را از طریق مالیات‏های غیرمستقیم افزایش دهد، قیمت نمی‏تواند با هزینة نهائی در تمامی صنایع برابر گردد.

          سیاست‏های مالیاتی می‏توانند برای افزایش در سرمایه و تشویق و گسترش فعالیت‏های اقتصادی بخش خصوصی مورد استفاده قرار گیرند. کشورهای درحال توسعه می‏توانند از طریق مالیات‏های مستقیم، مالیات بر کالاهای تجملی و مالیات بر فروش، پس‏اندازها را به‏حرکت درآورند.

چنین مالیات‏هائی، درصورتی به نرخ رشد بالاتر تشکیل سرمایه منجر می‏شود، که دولت نسبت به آن مقداری‏که، از مردم مالیات می‏گیرد، از نرخ رشد بالاتر سرمایه‏گذاری تبعیت نماید. به‏علاوه، استفاده از سیاست‏های مالیاتی برای تشویق فعالیت‏های اقتصادی خصوصی داخلی و خارجی، مؤثر است.

درآمدهای مالیاتی می‏توانند برای توسعة زیرساخت‏های اقتصادی (از قبیل: گسترش و توسعة حمل و نقل، نیرو و آموزش‏های فنی) مورد استفاده قرار گیرند. ضمن این‏که توسعة زیرساخت‏های اقتصادی به ایجاد ((صرفه‏جوئی‏های اقتصادی)) برای سرمایه‏گذاری‏های خصوصی منجر خواهد شد.

 



[1] - regressive tax

[2] - retail sales

 


 

 

نوشته شده توسط <دكتر رحيمي بروجردي >    

   7:21 | لینک  |  

Balatarin

 

موافقت‏نامة تجارت آزاد اسرائيل- کانادا ( CIFTA )[1]

موافقت‏نامة تجارت آزاد اسرائيل- کانادا در اول ژانويه 1997 به‏مرحلة اجراء درآمد. هدف آن، بهبود دسترسي به بازار براي محصولات غذايي- کشاورزي جهت صادرات به دو کشور کانادا و اسرائيل و حذف تعرفه‏ از کالاهاي صنعتي بود.

به‏علاوه، درنظر بود در جائي‏که ايالات متحده و اتحاديه اروپايي از طريق قراردادهای دو طرفه، موقعیت‏های فراوانی را در اسرائیل به‏دست آورده‏اند، موقعيت رقابتي کانادا را در بازار اسرائيل بهبود بخشيد. از طرفی دیگر، موافقت‏نامه می‏توانست امکان دسترسی به بازارهای کانادا را براي اسرائيل فراهم سازد.

عناصر اصلي موافقت‏نامة مزبور عبارتند از:

1- تعرفه‏ها از محصولات صنعتي دو کشور از ابتداي ژانويه 1997 حذف شوند.

2- استفاده از عوارض گمرکي پايين يا حذف عوارض گمرکي براي محدودة وسيعي از محصولات کشاورزي و شيلاتي صادراتی دو کشور. براي کانادا، چنين مواردي شامل: غلات، محصولات غله‏اي ، گوشت گاو، نيشکر، مشروبات الکلي و غذاهاي فراوري‏شدة متنوع درنظرگرفته شد.

هر دو طرف، فرآورده‏هاي لبني، طيور و تخم مرغ را مستثني کرده بودند که در مجموع، آزادسازي تجاری مواد غذايي و کشاورزي را نشانه می‏گرفت.

در نخستین سال اجراء ( 1997 )، موافقت‏نامه به افزايش تجارت متقابل میان دو کشور به‏میزانِ  %20 -18 یاری رساند، واردات اسرائيل از کانادا را تا % 8/55 ( تا 294 ميليون دلار ) و صادرات اسرائيل به کانادا را تا %1/18 ( تا 146 ميليون دلار) رشد داد.

در میان اقلام وارداتی اسرائيل از کانادا، رشد چشمگيري در بخش مواد غذايي و غذاهای آماده، لوازم و تجهيزات حمل و نقل از جمله هواپیما، لوازم الکتريکي شامل تکنولوژي ارتباط از راه دور، محصولات معدني، سنگ‏هاي قيمتي و فلزات و بخصوص الماس‏هاي پرداخت‏شده، ديده می‏شود.

همچنین در میان اقلام صادراتی اسرائيل به کانادا، رشد چشمگیری در سال اول، در بخش فراورده‏هاي پلاستيکي و پاک کننده‏ها، فراورده‏هاي چرمي و پوست، چربي‏هاي حيواني و گياهي ، محصولات چوبي و چوب‏هاي صیقل‏داده‏شده ديده می‏شود.

به‏طور کلی، عامل بسيار با اهميت در افزايش تجارت میان دو کشور، حذف واقعي تعرفه‏هاي محصولات صنعتي و کاهش تعرفه‏هاي بسياري از محصولات کشاورزي و غذايي خلاصه مي‏شود.[2]

 

 



[1] - Canada- Israel Free Trade Agreement (CIFTA)

[2] - http://www.aseansec.org/economic/afta/afta.htm, http://laws.justice.gc.ca/en/C-6.4/24025.html,

 http://www.us-israel.org/jsource/Economy/canada.html,

 http://www.dfait-maeci.gc.ca/tna-nac/cifta-e.asp, http://strategis.ic.gc.ca/SSG/bi18394e.html

 

 


 

 

نوشته شده توسط <دكتر رحيمي بروجردي >    

   7:9 | لینک  |  

Balatarin
<
Alireza Rahimi Boroujerdi

Professor of Economics

University of Tehran- Iran

*

استاد دانشكده اقتصاد دانشگاه تهران؛ تخصص: اقتصاد بين‏الملل؛ تدريس: تجارت بين‏الملل،‌ ماليه بين‏الملل و همگرايي اقتصادي و جهاني‏سازي در

دوره‏هاي مختلف *

قابل توجه تمامي كاربران و علاقمندان مطالب اين سايت: مجموعة مقالاتي كه در اين صفحات به‏طور تدريجي و در قالب كتاب الكترونيك مي‏آيند، مجموعه‏اي از كتاب‏هايی تحت عناوین زیرند: ۱- "

خصوصی سازی": انتشارات دانشگاه تهران؛ ۲- "

همگرایی اقتصادی": انتشارات سمت؛ ۳- "

آزادسازی اقتصادی": انتشارات سمت؛ و سرانجام، "جهانی سازی"

كه توسط نويسندة اين سطور به زيور طبع آراسته گرديده و برای علاقمندانی منعکس مي‏شوند که دسترسی به این كتاب‏ها برایشان مقدور نیست. بنابراين ضمن استقبال فراوان نويسندة‌ در زمينة استفاده از مقالات اين سايت توسط دانشجويان و دانش‏پژوهان، انتظار مي‏رود كه هرگونه نسخه‏برداري با ذكر كامل منبع و مأخذ صورت گيرد تا ضمن رعايت در امانت، خدشه‏اي غيراخلاقي يا آكادميك به تحقيقات انجام‏شده توسط كاربران وارد نشده تا بعدها مورد سؤال قرار گيرند. اينجانب آمادگي خود را براي راهنمايي‏هاي بعدي علاقمندان براي ارايه مطالب تكميلي اعلام مي‏كنم. :

1- يادداشت‏هاي جديدم را در زمينه‏هاي مختلف مي‏توانيد در سايت مورد علاقه‏ام "فردوس" مشاهده كنيد.


http://ferdoss.blogfa.com
 


2- آدرس وبلاگ در سایت پرشین بلاگ:

 
http://rahimibr.persianblog.ir
 


3- آدرس سایت قطعات ادبی:


http://ferdoss.persianblog.ir
 


توجه: برای اطلاع از آخرین اخبار ایران و جهان و سایر اخبار و موضوعات جالب، لطفاَ به ادامه همین ستون مراجعه فرمائید.


پروفايل مدير وبلاگ
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو

 

آخرین اخبار ایران و جهان، علمی،

اطلاعات فناوری، موسيقي، سینما،

ورزشی، وووو :
  

الف: اخبار ويژه
 

 

الف: اخبار ایران
 

ب: مقالات و

برگزيده انديشمندان
 

 

 

نوشته های پیشین


شهریور 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آبان 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
 

1) پیام های سال 1383
 


  RSS