به‏علاوه، استفاده از ((محرک‏های مالی)) مبنی بر اعطای تسهیلات و تخفیفات مالیاتی برای سرمایه‏گذاران داخلی و خارجی در سال‏های اولیة سرمایه‏گذاری و آن دسته از طرح‏هائی که برای توسعة اقتصادی کشور مهم می‏باشند (هرچند که چنین تخفیفاتی تأثیر اندکی بر روی رشد سرمایه‏گذاری‏ها داشته باشد)، می‏تواند به جذب سرمایه‏گذاران منجر گردد.

البته ممکن است در اینجا تداخلی میان اثرات مالیات‏های تصاعدی و افزایش انباشت سرمایه مشاهده گردد. ولی برخی از مطالعات نشان می‏دهند که مالیات‏های تصاعدی حتی می‏توانند به افزایش انباشت سرمایه منجر گردند.[1]

مالیات‏های تصاعدی می‏توانند جلوی مصرف کالاهای لوکس را که الگوی سرمایه‏گذاری را تخریب می‏کند، بگیرند.

قبل از وضع این گونه مالیات، سرمایه‏های زیادی در صنایعی سرمایه‏گذاری می‏شدند که موافق سلیقة اشخاص با درآمد بالا بوده‏اند. بعد از وضع مالیات، بخشی از سرمایه‏گذاری‏های مزبور از تولید کالاهای لوکس به تولید کالاهای ضروری انتقال می‏یابد.

 

9-3- مشکلات و اصلاح سیاست‏های مالی و مالیاتی

یکی از مهمترین مشکلات کشورهای درحال توسعه در جمع‏آوری صحیح مالیات، مدیریت مالیاتی است.

بنابراین، برای آن‏که درآمدهای مالیاتی بتوانند به‏مثابه یکی از منابع درآمدی اصلی، قلمداد گردند، می‏باید شرایط زیر را در اقتصاد محقق ساخت:

          الف: ایجاد یک اقتصاد پولی؛

          ب: وجود استاندارد بالای باسوادی میان مؤدیان مالیاتی؛

          ج: استفادة گسترده از حساب‏هائی که به‏طور صادقانه و قابل اعتماد تنظیم می‏شوند؛

          د: گسترش مالیات ((خوداظهاری)) و درجة بالائی از پرداخت مالیات به‏صورت داوطلبانه از طرف مؤدیان مالیاتی؛

          هـ: وجود یک مدیریت صادق و کارآی مالیاتی.

چنانچه ملاحظه می‏شود، بسیاری از کشورهای درحال توسعه، برای تحقق شرایط فوق‏الذکر، با دشواری روبه‏رو هستند.

یکی دیگر از دشواری‏های کشورهای درحال توسعه در تبیین یک ساختار صحیح و بهینة مالیاتی، در محدودیت‏های سیاسی خلاصه می‏شود.

بسیاری از سیاست‏مداران یا کسانی که به نوعی در تصمیمات حکومتی، نقشی به عهده دارند و در ضمن مالکیت شرکت‏ها و بنگاه‏های اقتصادی معظم را در اختیار خود گرفته‏اند، با فشارهای گوناگون (از جمله استفاده از نظام قانون‏گذاری کشور) به‏دنبال معافیت‏های مالیاتی و هرچه گسترده‏تر نمودن پایة چنین معافیت‏هائی هستند، ضمن آنکه با ترفندهای متفاوت، سدی بر سر راه تبیین سیاست‏های مالیاتی و ایجاد درآمدهای جدید مالیاتی (از جمله مالیات بر ارزش افزوده)، می‏باشند.

البته لازم به ذکر است که فرارهای مالیاتی تنها محدود به کشورهای درحال توسعه نمی‏شود.

فرارهای غیرقانونی از پرداخت مالیات در کشورهای توسعه‏یافته (از جمله کشور ایالات متحدة آمریکا)، به‏مراتب و سیع‏تر و متداول‏تر از کشورهای درحال توسعه است؛[2] امّا تصمیم‏گیری ضعیف سیاسی و عدم یک مدیریت کارآی مالیاتی در کشورهای درحال توسعه، در مقایسه با کشورهای توسعه‏یافته، اتکای این کشورها را به درآمدهای مالیاتی به‏عنوان یک منبع اصلی درآمد دولت، کاهش داده است.

بنابراین، جمع‏آوری مالیات، نه‏تنها به قوانین مالیاتی مناسب نیازمند است، بلکه به قابلیت مدیریتی و ارادة سیاسی نیز بستگی دارد.

 



[1] - Kaldor, Nicholas, (1963), p. 33.

[2] - Nafziger, W.E., (1986), p. 367