براي توضيح عبارت بالا،‌ در ذات اخلاق و فعالیت‏های اقتصادی تمرکز بيشتر کرده تا نتایج دیگری بدست آوريم. فرض می کنیم که اخلاقیات[1] مجموعه‏ای از قواعد رفتاری یا نظام‏نامة اخلاقی" است. به عقيدة "ژانگ رولون"، قواعد اخلاقی[2] احکامی[3] هستند که باید از آن‏ها تبعیت کرد، خواه کامل باشند،‌ يا نباشند. قواعد اخلاقی در این تعبير، با قوانیني که آداب و رسوم،‌ سنت‏ها و اعمال را تعريف مي‏کنند،‌ متفاوت هستند؛‌ يعني به صورت تجربی مي‏توان مقرراتی را مشاهده کرد که مردم مدافع آنها يا دريافت‏‏کننده‏اشان هستند؛ اما همان‏طورکه هیوم و جی.ای. مور[4]، خاطرنشان می‏کنند،‌ بررسي‏هاي تجربي نمي‏توانند نشان دهند که باید از چنین قوانیني تبعيت کرد، هرچند این قواعد، اخلاقی باشند. همچنين، قواعد اخلاقی با قواعدي که نظام‏های رسمی یا نهادها (که به‏طور معمول،‌ به‏جای آن‏که مشخص کنند چه کاري ممکن است انجام شود، با بايدها و نبايدها سروکار دارند و آن‏چه را که باید یا نباید انجام داد، مشخص مي‏کنند) متفاوت هستند. براي مثال، ده فرمان[5] در دين يهودي، تنها به ممنوعیت‏ها[6] و تعهدات[7] اشاره مي‏کند و به‏عبارت ديگر، اجازه‏اي[8] را براي پيروان تعيين نمي‏کند؛ مشابه همين موضوع را در ساير اديان الهي ازجمله اسلام و مسيحيت مي‏توان مشاهده کرد که به بايدها و نبايدها تأکيد دارند و حق اجازه را در انتخاب فرامين الهي به پيروان نمي‏دهند. مشابه اين وضعيت را در برخي از فلسفه‏هاي رايج مثل "امر مطلق کانت"[9] مي‏توان مشاهده کرد. ازنظر فيلسوفاني چون کانت که در نظریه اخلاقی[10] بر علم وظايف اخلاقي يا وظیفه شناسی[11] تأکید دارند، از قواعد اخلاقي بدون درنظرگرفتن رفاه خود يا ديگران، باید تبعيت کرد.



[1] - ethics

[2] - moral rules

[3] precepts

[4] - Hume and G. E. Moore

[5] - Ten Commandments

[6] - prohibitions

[7] - obligations

[8] - permission

[9] - Kant's categorical imperative

[10] - ethical theory

[11] - deontology