اقتصاد اخلاق- (2)
براي توضيح عبارت بالا، در ذات اخلاق و فعالیتهای اقتصادی تمرکز بيشتر کرده تا نتایج دیگری بدست آوريم. فرض می کنیم که اخلاقیات[1] مجموعهای از قواعد رفتاری یا نظامنامة اخلاقی" است. به عقيدة "ژانگ رولون"، قواعد اخلاقی[2] احکامی[3] هستند که باید از آنها تبعیت کرد، خواه کامل باشند، يا نباشند. قواعد اخلاقی در این تعبير، با قوانیني که آداب و رسوم، سنتها و اعمال را تعريف ميکنند، متفاوت هستند؛ يعني به صورت تجربی ميتوان مقرراتی را مشاهده کرد که مردم مدافع آنها يا دريافتکنندهاشان هستند؛ اما همانطورکه هیوم و جی.ای. مور[4]، خاطرنشان میکنند، بررسيهاي تجربي نميتوانند نشان دهند که باید از چنین قوانیني تبعيت کرد، هرچند این قواعد، اخلاقی باشند. همچنين، قواعد اخلاقی با قواعدي که نظامهای رسمی یا نهادها (که بهطور معمول، بهجای آنکه مشخص کنند چه کاري ممکن است انجام شود، با بايدها و نبايدها سروکار دارند و آنچه را که باید یا نباید انجام داد، مشخص ميکنند) متفاوت هستند. براي مثال، ده فرمان[5] در دين يهودي، تنها به ممنوعیتها[6] و تعهدات[7] اشاره ميکند و بهعبارت ديگر، اجازهاي[8] را براي پيروان تعيين نميکند؛ مشابه همين موضوع را در ساير اديان الهي ازجمله اسلام و مسيحيت ميتوان مشاهده کرد که به بايدها و نبايدها تأکيد دارند و حق اجازه را در انتخاب فرامين الهي به پيروان نميدهند. مشابه اين وضعيت را در برخي از فلسفههاي رايج مثل "امر مطلق کانت"[9] ميتوان مشاهده کرد. ازنظر فيلسوفاني چون کانت که در نظریه اخلاقی[10] بر علم وظايف اخلاقي يا وظیفه شناسی[11] تأکید دارند، از قواعد اخلاقي بدون درنظرگرفتن رفاه خود يا ديگران، باید تبعيت کرد.
[1] - ethics
[2] - moral rules
[3] precepts
[4] - Hume and G. E. Moore
[5] - Ten Commandments
[6] - prohibitions
[7] - obligations
[8] - permission
[9] - Kant's categorical imperative
[10] - ethical theory
[11] - deontology
Alireza Rahimi Boroujerdi