اقتصاد اخلاق- (3)
با این حال، به نظر می رسد از نقطه نظر مطلوبیتگرایی[1]، بايد ميان "قواعد اختصاري[2]" (که بر اساس قانون سرانگشتی[3]، در بسیاری از موارد به دنبال حداکثرسازي[4] مطلوبيت است) و "قواعد ممارست[5]" (قواعدي هستند که براي مشارکت در بعضی اعمال که از لحاظ اخلاقی ارزشمندند، منطقا" بايد از آنها پيروي کرد) تفاوت گذاشت. برای مثال ، چنانچه "حکم" به دروغ نگفتن، ازجمله قواعد اختصاري باشد، ممکن است يک مطلوبیتگرا[6] با توجیهي قابل قبول و پس از درنظرگرفتن اثرات دروغ فقط در همان مورد دروغ بگوید؛ اما چنانچه قاعدة ممارست موضوع "حکم" باشد، ممکن است ادعا شود، یک مطلوبیتگرا باید عواقب سودمند هر عملی را که به قاعده بستگی داشته و تا حدوی هم توسط آن نهاد بنا شده است، در نظر بگیرد.
ازطرفي، قاعده مطلوبیتگرایی به این نتیجه رسیده است که بسیاری از "قواعد اخلاقی" همان "قواعد ممارست" هستند که برای مواجه با انتقاد سنتی از مطلوبیتگرایی از راه محدودکردن ملاحظات مطلوبیتگرا بهطور مستقيم طراحي شدهاند. اما از عصر جديد تا کنون بهنظر میرسد که ارتباط ميان پایایی قواعد اخلاقی و رسیدن به اهداف مورد نظر، محتمل باشد.[7] درست است که اگر تنها علاقمند به نیکوکاری باشیم، در برخی از موارد بهترین انتخاب، اطاعت از قاعده نیست و بنابراين، در این موارد نباید از قاعده تبعيت کرد؛ اما درهرصورت، از قاعده باید اطاعت شود، درغیراینصورت قاعده نخواهد بود. البته براي مطلوبیتگرا عملاً آزاردهنده است که اگر بخواهد در هر موضوع کماهمیتی کنکاش کند چراکه باعث میشود پاسخهای ناقص ارايه دهد و احتمالاً فرصت انجام کارهاي مفید را از دست خواهد داد.
[1] - utilitarianism
[2] - summary rules
[3] - rule of thumb
[4] - maximizing
[5] - practice rules
[6] - utilitarian
[7] - MacIntyre, Cf. Alasdair, A Short History of Ethics, London: Routledge and Kegan Paul, 1984, p. 267
Alireza Rahimi Boroujerdi