با این حال، به نظر می رسد از نقطه نظر مطلوبیت‏گرایی[1]، بايد ميان "قواعد اختصاري[2]" (که بر اساس قانون سرانگشتی[3]،‌ در بسیاری از موارد به دنبال حداکثرسازي[4] مطلوبيت است) و "قواعد ممارست[5]" (قواعدي هستند که براي مشارکت در بعضی اعمال که  از لحاظ اخلاقی ارزشمندند، منطقا" بايد از آنها پيروي کرد) تفاوت گذاشت. برای مثال ، چنان‏چه "حکم" به دروغ نگفتن، ازجمله قواعد اختصاري باشد، ممکن است يک مطلوبیت‏گرا[6] با توجیهي قابل قبول و پس از درنظرگرفتن اثرات دروغ فقط در همان مورد دروغ بگوید؛ اما چنان‏چه قاعدة ممارست موضوع "حکم" باشد، ممکن است ادعا شود، یک مطلوبیت‏گرا باید عواقب سودمند هر عملی را که به قاعده بستگی داشته و تا حدوی هم توسط آن نهاد بنا شده است، در نظر بگیرد.

ازطرفي، قاعده مطلوبیت‏گرایی به این نتیجه رسیده است که بسیاری از "قواعد اخلاقی" همان "قواعد ممارست" هستند که برای مواجه با انتقاد سنتی از مطلوبیت‏گرایی از راه محدودکردن ملاحظات مطلوبیت‏گرا به‏طور مستقيم طراحي شده‏اند. اما از عصر جديد تا کنون به‏نظر می‏رسد که ارتباط ميان پایایی قواعد اخلاقی و رسیدن به اهداف مورد نظر، محتمل باشد.[7] درست است که اگر تنها علاقمند به  نیکوکاری باشیم، در برخی از موارد بهترین انتخاب، اطاعت از قاعده نیست و بنابراين، در این موارد نباید از قاعده تبعيت کرد؛ اما درهرصورت، از قاعده باید اطاعت شود، درغیراین‏صورت قاعده نخواهد بود. البته براي مطلوبیت‏گرا عملاً آزاردهنده است که اگر بخواهد در هر موضوع کم‏اهمیتی کنکاش کند چراکه باعث می‏شود پاسخ‏های ناقص ارايه دهد و احتمالاً فرصت انجام کارهاي مفید را از دست خواهد داد.



[1] - utilitarianism

[2] - summary rules

[3] - rule of thumb

[4] - maximizing

[5] - practice rules

[6] - utilitarian

[7] - MacIntyre, Cf. Alasdair, A Short History of Ethics, London: Routledge and Kegan Paul, 1984, p. 267