برخي معتقدند که، اصول فعالیت‏های اقتصادی "وسيلة‌ غايی فنی"[1] یا عقلانیت ابزاری[2] هستند؛‌ يعني، فعالیت اقتصادی مبتني بر عمل عقلاني[3] است. ماکس وبر[4] ويژگي تاریخ غرب مدرن را "انطباق با اصول عقلانی" يا عقلاني‏سازي[5] می‏داند. او پیشرفت را با "عقلانی‏سازي" در اجرايی‏کردن "وسيلة‌ غايي عقلانیت[6]" در تمام بخش‏های سیستم اجتماعی- فرهنگی به ویژه در حوزه اقتصاد و مدیریت اداری[7] که تحت تأثیر پیشرفت‏های پایدار در علم و فنآوری هستند، محسوب مي‏دارد.

همزمان و موازی با عقلانی‏سازي، روند رهایی از توهم- یا آن‏گونه که ماکس وبر مي‏گويد: "رهایی از طلسم توهم[8]"- وجود دارد. از اين‏روست که برخي معتقدند، وبر انحلال ارزش‏هاي مذهبی یا فلسفی عرفا را پذیرفته باشد.[9] به گفته وبر ، "وسيلة‌ غايي عقلانیت" عاري از ارزش[10] است. برای چنین عقلانیتي، آن‏چه اهميت دارد رسيدن به موفقیت یا درواقع، دست‏یابی به اهداف بوده و دست یافتن به ابزار و راهبردهای مناسب برای نیل به هدف است که براي رسيدن به آن، مي‏توان متوسل به هر وسيله‏اي حتي اخلاق شد. "ژانگ رولون" در اين‏جا مثالي از چین مي‏آورد؛ او مي‏گويد: بسیاری از پژوهشگران در چين،‌ تحت تأثير مذهب پروتستانِ ماکس وبر و روح سرمایه‏داری، در حال تلاش برای انطباق آيين کنفوسیوس[11] با مدرنيته[12] هستند و همزمان، گروهي ديگر، به دنبال استقرار اخلاق در اقتصاد بازارند.

رولون ادامه مي‏دهد: در روزگار باستان، اخلاق "عمل" مردم را هدایت می‏کرد، درحالی‏که در عصر حاضر، اخلاق تنها توجیه‏کننده عمل است. افزون براين،‌ اخلاقیات ابزاری برای کمک به رسیدن به اهداف یا مدیریت و رسيدگي به مخمصه‏ها[13] شده است. بنابراين، از یک‏طرف ما هرچه بیشتر با اخلاقیات ابزاری[14] مواجه‏ايم و از سوی دیگر، عمیقاً در بحران اخلاقي[15] فرو می رویم . همان‏طورکه مارتين هايدگر مي‏گويد: "اشتیاق انسان به‏طور آشکار برای اشاعة اخلاق و حتی اجرای پیگیرانه آن، هیچ‏گاه کمتر از بهت پنهان او از صعود به بلندی‏های رفیع نبوده است. بیشترین مراقبت از پیوند اخلاقی زمانی باید باشد که انسانِ داراي فنآوري در تودة‌ جامعه ظهور می‏کند و توسط ابزار فنآوری مربوطه، به‏طور قابل اعتمادی می‏تواند در دسترس بماند.[16]" پرسشي که در اين‏جا باقي مي‏ماند،‌ اين است که اگر عقلانیت فنی[17] یا عقلانيت ابزاری[18] جایگزین یا شبیه‏سازي عقلانیت عملی[19] شود، آیا بازهم می‏توانیم از هرگونه اخلاق در مفهوم اصيل خود، سخن بگوییم؟



[1] - technical means-ends

[2] - instrumental rationality

[3] - rational action

[4] - Max Weber

[5] - rationalization

[6] - means-ends rationality

[7] - bureaucratic administration

[8] - disenchantment or (Entzauberung)

[9] - Zhang Rulun(1997)

[10] - value-free

[11] - Confucianism

[12] - modernization

[13] - predicament

[14] - instrumental ethics

[15] - crisis of morality

[16] - Heidegger, Martin, "Letter on Humanism", in: Basic writing, ed. By David F. Krell (New York: Harper San Francisco, 1977), pp. 231-32 

[17] - technical rationality

[18] - instrumental rationality

[19] - practical rationality