به گفتة ارسطو: "عمل‏کردن"، فعالیتی است که هدف را دربردارد و به همین دليل، عمل‏کردن فرایندی است که حد مشخصی ندارد تا متوقف شود یا تناقضي بین گذشته و حال پديدار شود. براي مثال،‌ دیدن و به همین ترتیب تفکر، نوعي عمل‏کردن هستند. ما هميشه در هر دوره‏اي از زمان، می‏اندیشیم و انديشيده‏ايم. برعکس، یادگیری براي مثال، عمل‏کردن نیست، بلکه وسیله‏ای برای رسیدن به هدف بیرونی است. براي مثال، نمی‏توانیم به‏طورهمزمان یاد بگیریم و یاد گرفته باشیم؛ درحالی‏که درحال حاضر هم زندگی می‏کنیم و هم زندگی کرده‏ایم؛ يعني، زندگی ما عملي مستمر در گذشته و حال است.[1]

تاجایی‏که "عمل" به‏مثابه هدفی عقلايي توسط مردم انتخاب شده است، "عمل" به رفتار عقلايی و هدفمند انسانی برمی‏گردد. البته "خلق‏‏کردن يا ساختن" نیز مانند تفکر محض، هدفمند و عقلايی است. درواقع، گاهی به‏نظر می‏رسد ارسطو تعبیر عمل‏کردن را در چنان مفهوم گستره‏ای به کار برده است که این‏گونه برداشت مي‏شود که "خلق‏کردن" را نیز دربرمي‏گیرد. اما هنوز در فنی‏ترین تعبیر، "عمل‏کردن" تنها شامل آن دسته از اقدامات و فعالیت‏های انسانی است که ارسطو در نوشته‏های اخلاقی و سیاسی خود بحث می‏کند؛‌ يعني اقدام اخلاقی[2] و فعالیت سیاسی[3]. در ساده‏ترين عبارت می‏توان اضافه کرد که "عمل‏کردن"، اصطلاح ارسطو برای فعالیت آزاد انسان[4] در عرصه زندگی اخلاقی و سیاسی است.

ارسطو به دفعات تضاد ميان "عمل‏کردن" و "ساختن" را نشان می‏دهد.[5] او تفاوت بین این‏دو را چنين بيان می‏کند، درحالي‏که "خلق کردن يا ساختن" اهدافی متفاوت با همان فعل را نشانه می‏رود، هدف "عمل‏کردن" چیزی جز انجام "عمل" که به خوبی انجام شده است، نیست. مي‏توان اضافه کرد درحالي‏که "خلق‏کردن" فعالیتي "عاري از ارزش" است، اما در واقع "عمل‏کردن"، فعالیتی است که در زندگی سیاسی و اخلاقی ما داراي نقش برجسته‏اي است. بر اساس این تمایز، "فعالیت‏ اقتصادی[6]" به‏طور يقين در حوزة "خلق‏کردن" يا تولید قرار مي‏گيرد.



[1] - Aristotle, Metaphysics, IX, 8-10, 1069, b3 sq.

[2] - moral actions

[3] - political activity

[4] - man's free activity

[5]  Aristotle, Nicomachean Ethics, VI 4, 1140 a 2ff; 1142 b 3ff; Magna Moralia, I, 34, 1197 a 3ff: II, 12, 1211 b 37ff; Politics, 1, 2, 1254 a 6.

[6] - economic activity