در ارتباط با تفاوت بین "عمل‏کردن" و "خلق‏کردن" ، دو روش آگاهي وجود دارد که عبارتند از: الف- "روش حکمت عملی[1]" و ب- "روش حکمت فنی يا صناعت[2]" که اولی دانش اخلاقی[3] ، و دومی فنی است. "ارسطو در تقسیم‏بندی دانش به حکمت نظری[4]، حکمت عملي و صناعت، نوعی تقابل میان آن‏ها درنظرگرفت. درحالی‏که حکمت نظری، دانشی کلی است، حکمت عملی، ناظر به موقعیت‏های عملی است و از کلیتی تام برخوردار نیست. همچنین، درحالی‏که صناعت به مهارت‏های عملی از نوع "ساختن" ناظر است و از نوعی تعيین و قطعیت در به‏کارگیری مهارت‏ها برای نیل به مقصود برخوردار است، حکمت عملی، به نحوه "عمل‏کردن" در موقعیت‏ها ناظر است و با چنان تعيینی سروکارندارد.[5]"

گادامر[6] تفاوت قابل ملاحظة‌ حکمت عملي و فني را در اخلاقيات ارسطويي[7] چنين خلاصه می‏کند:

الف- فن يا مهارت[8] می‏تواند فرا گرفته شده و فراموش شود و حتي ممکن است که مهارت را از دست بدهیم. اما "خرد يا منطق اخلاقی[9]" را  نه می‏توان فرا گرفت يا فراموش کرد و همچنين از جهت انتخاب، مانند دانش حرفه‏ای[10] نیست که برای در دست گرفتن حرفه‏ای در مقابل حرفة‌ ديگر، بتوان از آن صرفنظر کرد. در مقابل، موضوع خرد (منطق) اخلاقی یا حکمت عملی، مدام در "وضعیت کنشي[11]" قرار دارد و همواره متعهد به استفاده از دانش اخلاقی[12] و بکارگیری آن به اقتضای وضعیت موجود است. به اين سبب، سخن درخصوص "کاربرد[13]" مشکل‏آفرين است، چراکه ما تنها چیزهایی را که درحال حاضر دراختیار داریم می‏توانیم بکار گیریم. به‏عبارت ديگر،‌ "دانش اخلاقي" جزو دارايي‏هاي ما نيست که مانند دارايي‏هاي ديگر، در استفاده‏کردن یا استفاده‏نکردن از آن، اختيار داشته باشيم.



[1] - phronesis

[2] - techne

[3] - ethical know-how

[4] - theoria

[5] -  باقری، خسرو و خسروي، زهره، "پژوهشي تربیتی:‌ چیستی و روش‏شناسی"‌، فصلنامۀ نوآوری‏های آموزشی، شمارۀ 21، سال ششم، پایيز 1386

[6] - Gadamer

[7] - Aristotle's ethics

[8] - technic

[9] - ethical reason

[10] - professional knowledge

[11] - acting situation

[12] - ethical knowledge

[13] - application