ارسطو در چیزهایی که گفته مي‏شوند خوب هستند، ویژگی‏های مشترکي را جستجو می‏کند. برخلاف افلاطون[1] که معتقد بود،‌ شکل خاصي از "خوب" وجود دارد و تمام چیزهای خوب در آن "مشارکت" دارند، ارسطو اما معتقد است که برداشت‏های متفاوتی از "خوب" می‏شود که هر کدام باید توسط یک هنر یا علم خاص و کاربردی مانند اقتصاد، استراتژی نظامی، پزشکی یا کشتی‏سازی یپگیری شوند. اما چنين ترتيبات ویژه‏اي می‏تواند بر اساس اهمیت مرتب شده باشد، به‏طوری‏که "خوب متعالی" به وسیله "خوبِ" کاربردی‏ترین و کلي‏ترين "علم" که بقيه تابع آن هستند، تعریف شود. مي‏توان گفت که در سطح فردی، چنین علم کلی، "اخلاقیات" است و در سطح اجتماعی، آن‏را "سیاست" مي‏ناميم.

ارسطو خوب متعالی را با "شادی[2]" شناسايي می‏کند که طبق تعریف او، همانا به‏کاربردن استعدادهاي فکري انسان[3] است بنا بر پرهيزکاري[4]. خوبی انسان به‏مثابه "فعاليت روح" که مطابق با پرهيزکاري است، تعریف می‏شود یا اگر چندين صفت پرهيزکاري و فضیلت[5] بشری وجود دارد، "خوبي" مطابق با بهترین و کامل‏ترین آنهاست. ارسطو مي‏گويد: "افزون بر اینها، اين فعاليتي است که در تمام طول عمر در جريان است. به تعبيري، با یک گل بهار نمی‏شود (یک پرستو به معنی تابستان نیست[6]) يا روز خوبي نمي‏شود. پس، یک روزِ خوب یا دوره‏اي کوتاه از زندگي خوب، به معنی خوشبختی و شادی انسان نیست."[7] بنابراین ، "شادی" دلالت بر احساسی است که در تمامي طول عمر جاری است.

اگر کسی را خوشبخت یا بداقبال بدانیم درواقع، دربارة زندگی او قضاوت کرده‏ایم و نه احوالات یا افعال خاص او. ارسطو می‏گوید: "می‏توان ارتباط بین شادی را ديد و بنابراين، تمام چيزهايي را که دربرگيرندة‌ شادي هستند و تعليم داده شده‏اند، فهمید؛ يعني، اگرچه پرهيزکاري غایت نهایی انسان نیست، بخشی ضروری از قالب زندگی او را شکل مي‏دهد؛ لذتی که انسان خوب از فعاليت پرهیزکارانه برده و متناسب با آن لذت می‏برد؛ بخش اندکي از "آمال بیرونی[8]" برای وصف مشخصه رفاه[9] و نیکوکاری[10] بشر مورد نیاز است؛ و به همین ترتیب."[11]



[1] - Plato

[2] - happiness

[3] - natural human faculties

[4] - virtue

[5] - excellence

[6] - one swallow does not make a summer

[7] - Aristotle, Nicomachean Ethics, VI, 1098 a 18.

[8] - external goods

[9] - well-being

[10] - well-doing

[11] - MacIntyre, Alasdair, A Short History of Ethics, p. 63.