مشکلات زيست‏محیطی

و اخلاقیات بوم‏شناسي

مقدمه

از یک دیدگاه فلسفی، سه رابطه باید پس از "صنعتی‏شدن[1]" برای  "توسعه اقتصادی[2]"  جامعه تنظیم شوند. این روابط بین افراد، بین افراد و طبیعت و بین بشريت و خودش وجود دارند. در این بخش، رابطه ميان مردم و طبیعت بررسي مي‏شود. همچنين، به ویژگی دوگانة‌ تغییری که طی "مدرنیزه‏شدن[3]"، بشر در طبیعت ایجاد می‏کند،‌ اشاره خواهد شد. انسان‏ها همواره سعی دارند تا برطبیعت غلبه کنند، ولی به‏طور همزمان طبیعت نيز انتقام خود را خواهد گرفت. بنابراین، بررسی روابط اخلاقی ميان انسان‏ها را باید به بررسی رابطه بین افراد و طبیعت گسترش داد.

برای پایه‏ریزی فلسفة اخلاقیات مدرن، مطالب زیادی در فلسفة سنتی غربی برای بهره‏برداري موجود نيست، درحالي‏که همزمان بسیاری از افکار و ایده‏های با ارزش و مرتبط در فلسفة مشرق زمين قابل جستجو است. بنابراین، تفکر و تعمق در این گنجینة گرانبها به‏منظور  ایجاد اخلاقیات جدید بوم‏شناسي[4] به‏منظور ایجاد آینده‏اي روشن برای قرن بیست‏ویکم،‌ ضروري است.[5]

 خطر و افزایش نگرانی

از همان روزهای آغازين پیشرفت جامعة مدرن صنعتی، پيشرفت در علم و فناوري، به بشر توانایی تغییر و توسعه در طبیعت را با سرعتي سریع و شگفت‏انگیز داده است. همچنين، توسعة اقتصادی جامعة بشري به مراتب بيشترين از انتظار بوده است. اما همگام با این دستاوردها، تأثیرات جانبی چنين پيشرفتي هم بیشتر و جدی‏تر نمايان شده است. طي قرن گذشته، هنگامی‏که بسياري از افراد از دستاوردهای بزرگ علمي در غلبه بر طبیعت شاد و سرمست بودند، انديشمندان زيادي با هوشمندي و درايت بر استفادة غيراخلاقي از طبيعت هشدار مي‏دادند.

ازجمله، اف. انگلس[6] معتقد بود که انسان نباید در غلبه و چیرگی بر طبیعت افراط کند،‌ چراکه برای هر چنین پیروزی و تسلط غيراخلاقي بر طبيعت، او نيز انتقام خود را خواهد گرفت. او ادامه مي‏دهد، در نخستين گام، نتایج پیش‏بینی‏شده به‏دست می‏آيد ولی در گام‏هاي دوم و سوم به‏طور کامل  آثار کاملاً متفاوت و غیرمنتظره‏ای نمايان خواهد شد که اکثر فواید را خنثی مي‏کند. به تعبير وي: "جنگل‏ها و دشت‏های دوران بدوی در عصر مدنيت به بیابان‏هاي لم‏يزرع تبديل شده‏اند." در بسیاری از مناطق دنيا،‌ توسعة اقتصادی و صنعتی‏شدن به تخريب محیط‏زيست انجاميده و تعادل بوم‏زیستی را برهم زده است. بنابراين، اين وضعيت نه‏تنها با رونق اقتصادی بیشتر مقابله مي‏کند بلکه امنيت انسان‏ها را نيز تهدید می‏کند.



[1] - industrialization

[2] - economic development

[3] - modernization

[4] - ecological ethics

[5] - WANG MIAOYANG,  1997

[6] - F. Engels