در دهة 1980 ميلادي، توجه ما از "آلودگی محیط‏زيستی محلی" به "آسیب محیط‏زيستی جهانی" مانند "اثر گلخانه‏ای[1]" و آسیب  به "لایة اوزون[2]" برگشت. در کشورهای توسعه‏یافته[3] یا درحال‏توسعه[4]،  مردم درکنار دولت‏هایشان در مذاکراتي وسيع پيرامون حفظ و نجات کره زمین و نوع بشر شرکت جسته‏اند به‏طوری‏که، قدم‏هاي فوري برای حفاظت از محیط‏زیست برداشته شده است. برخی معتقدند که ۱۹۸۸، را مي‏توان سال محافظت از محیط‏زيست ناميد. در اين سال، "ميخاييل گورباچف" رهبر اتحاد جماهير شوروي سابق در فرايند سخنرانی در سازمان ملل، معضل حفاظت از محیط‏زيست را بیش از ۲۰ بار تکرار کرد.

در همين دوران، "جورج بوش" در برنامه انتخاباتی، خود را متخصص محیط‏زیست معرفی کرد و خانم "مارگارت تاچر" نخست‏وزير اسبق انگلستان در واکنش به مخالفان سیاسی داخلی خود، درخواست حفاظت از محیط‏زیست را مطرح کرد و محافظت از آن‏را چالشي بزرگ و ضروری برای بشر دانست. او "اقتصاد سالم" و "محیط‏زيست سالم" را وابسته به یکدیگر قلمداد کرد و اظهار کرد که براي حفاظت از محيط‏زيست بايد مقادیر زيادي سرمایه‏گذاری کنیم.

در آن سال، حتی "مجلة تایم" قاعده خود را در انتخاب "مرد سال" که معمولاً از ميان چهره‏هاي مشهور بین‏الملی بود،‌ شکست؛ چراکه درصدد برانگيختن احساسات عمومی نسبت به آسيب کره زمين و محافظت از آن بود. در ژويية ۱۹۹۲، "سمپوزیوم محیط‏زيست و توسعه" سازمان ملل متحد در شهر "ریودوژانیرو" به‏منظور ايجاد پای‏بندی بین‏المللی براي نجات کره زمین برگزار شد. در اين گردهمايي، رؤساي جمهور بسياري از کشورها حضور داشتند و چندين پیمان برای محافظت از محیط‏زيست امضا شد. به‏نظر مي‏رسد که تضادهای بوجودآمده ميان انسان و طبیعت، به کانون توجه جهانی مبدل شده است و افراد در جستجوی راه‏هایی برای حل این بحران هستند .



[1] - green- house effect

[2] - ozone layer

[3] - developed countries

[4] - developing countries