اقتصاد اخلاق (19)
نکتة مورد تأکيد انديشمندان اينستکه، نقش و اثري که ایمان به خدا و رعايت اصول اخلاقي در حفاظت از محيطزيست و پرهيز از تخريب آن دارد، بهطورقطع از مقررات فني و دستوري ساخته نیست، چراکه بخش اعظمي از رفتارها، پندارها و اعمال انسان از اعتقاداتش نشأت میگیرد و ايمان و اعتقادات افراد از مقررات و قوانین دستوري کارآمدتر است.
ممکن است که مردم به سبب ترس از حکومت يا پرداخت جريمه، مجبور به تمکين از قوانين حکومتي باشند، ولي رعايت اصول اخلاقي را عبادت بهحساب ميآورند و بنابراين، محيط پيراموني انسان که با توجه به اصول اخلاقي تنظيم شده باشد، کارآتر، شادابتر، رضايتبخشتر و قابل زندگيتر خواهد بود. چراکه اگر انسان مجبور به رعايت برخي از اصول اجتماعي به دليل وضع مقررات مدني است، اما آنجا که قانون غايب باشد، دليلي بر تکريم و رعايت نيست؛ اما ايمان به خدا که همه جا حاضر و شاهد است، انسان را حتي از انجام رفتارهاي ناهنجار پنهاني نيز بازميدارد که همين ادله، بر حفظ و پايداري محيطزيست و زيستبوم نقش قابل توجهي دارد.
افزون براين، اگر تنها بر ادلة فني براي برخورداري از توسعة پايدار اکتفا شود، معلوم نيست که چنين اطلاعاتي بهطورکامل در اختيار تمامي انسانها قرار داشته باشد، درحاليکه اتکا بر ارزشهاي ديني و اخلاقيات که بهطور نسبي همه از آن برخوردارند، شرايط فراهمآوردن زندگي مطلوب و توسعة پايدار را راحتر فراهم ميآورد، چراکه فهم اخلاقيات براي مردم آسانتر از درک ادلة فني است.
بسياري از انديشمندان اذعان دارند که درميان عوامل مختلف تخريب محيطزيست يا زيستاکو، جدايي انسانها از اخلاقيات است که از دورة پس از رنسانس در جوامع غربي به حاشيه رانده شدند و در جوامع تحت سلطه، اين جدايي ترويج شده است. اگر ادعا شود که بحران زيستاکوي کنوني ناشي از بحران اخلاقي در اکثر کشورهاست، حرفي به گزاف گفته نشده است،اما با تأسف هنوز بر راهکارهاي فني بيش از توجه به اصول اخلاقي در حفاظت و پايداري محيطزيست تأکيد ميشود.
Alireza Rahimi Boroujerdi