منابع ديني و فلسفی

در کنار آموزه‏هاي ديني که درجاي خود به آن‏ها اشاره خواهد شد، منابع فلسفي نيز در حفظ و پايداري محيط‏زيست از اهميت بالايي برخوردارند. مباحث مربوط به اخلاقيات زيست‏محيطي و زيست‏بومي در فلسفة مغرب زمين از گستردگي برخوردار است،‌ ولي مطالعات نشان مي‏دهند که در فلسفة‌ سنتی غربی موارد مفيد کمی برای محافظت از محیط‏زیست در عصر کنونی وجود دارد. در ادامه،‌ ابتدا نگاهي اجمالي به منابع فلسفي غربي انداخته و سپس منابع ديني بررسي خواهند شد.

 

منابع فلسفی مغرب‏زمین:

فلسفة سنتی غربی به شکل دو جزیی، بر ناسازگاری بین انسان و طبیعت، و بین "معرفت ذهنی[1]" و "جهان عینی[2]"، تاکید دارد. این نوع فلسفه برای توسعة "علم مدرن" مورد پسند است چراکه فهم آن‏را برای افراد آسان کرده تا بهتر بتوانند "جهان عینی" را مجسم کنند و همچنين، طبیعت و همه چیزها را به‏مثابه پدیده‏های قابل مشاهده‏اي ببينند که باید فهميده شوند و تغییر کنند.

از طرف دیگر، فلسفة‌ سنتي دوجزیی در غرب، تأکید زیادی بر ناسازگاری و تفکیک و جدایی انسان‏ها و طبیعت دارد و رابطه‏اي را بوجود می‏آورد که در آن بشر تلاش می‏کند بر طبیعت برتری و استیلا پیدا کند. برعکس، اخلاقیات زيست‏بومي تمایل به ایجاد روابط موزون،‌ متجانس و هماهنگ ميان انسان وطبیعت ايجاد کند و رابطة فرمانبرداری را به رابطة دوستی تغييرجهت دهد. يعني، همان هدفي که در بسياري از اخلاقيات ديني مشاهده مي‏شود.



[1] - subjective cognition

[2] - objective world