مقدمه‏ای بر علم اقتصاد به‏مثابه علمي اخلاقی

به‏طور معمول فرض بر اين است که "جریان اصلی[1]" تفکر اقتصادي به این نتیجه ختم مي‏شود که علم اقتصاد بدون درنظرگرفتن توجهات اخلاقی پايه‏ريزي شده است. اما بايد توجه داشت که چنين نگرشي بيشتر حاصل نگرش‏هاي قرن بیستم است،[2] چراکه تکامل علم اقتصاد پس از آدام اسمیت به عنوان بخشی از فلسفة اخلاقی پنداشته می‏شد. تفحص در آراء اسميت نشان مي‏دهد که وي علم اقتصاد را به‏مثابه "علم اخلاق[3]" نشان می‏داد و حتی پس از اسمیت و تا اوایل قرن بیستم، تعدادی از نظریه‏پردازان بسیار سرشناس اقتصادی، اقتصاد را به‏صورت علمي اخلاقي توسعه مي‏دادند و پس از آن بود که نزول اخلاق در علم اقتصاد مشاهده شد.[4]

 

تأثیر اثبات‏گرایی بر جدايي علم اقتصاد از اخلاقيات

ظهور اثبات‏گرايي[5] در جدايي اقتصاد از اخلاقيات نقش ويژه‏اي داشته است. دیدگاه جاری اقتصاددانان نسبت به جدايي اقتصاد از اخلاقیات در بسیاری از موارد تاریخی بیگانه است، چراکه علم اقتصاد از بطن "فلسفه اخلاق[6]" پيدا شده و سرانجام به‏صورت یکی از علوم اخلاقی درآمد؛ اما در برهه‏ای از تاریخ، "جریان اصلی" علم اقتصاد از علوم اخلاقي و اخلاقیات جدا ماند،‌ هرچند که چنين جداسازیي بخشی از "سنت علم اقتصاد" نبود، بلکه تنها در قرن بیستم ظهور کرد. در ميان دلايل مختلف دو دلیل اصلی برای جداشدن علم اقتصاد از ملاحظات اخلاقی وجود دارد. نخست، "علوم طبیعی[7]" درمقايسه از موفقيت بيشتري برخوردار شدند و البته تلاش‏هایی نيز براي سرايت این موفقیت به درون علم اقتصاد صورت گرفت که از راه به‏کار بردن شیوه‏های علوم طبیعی ازجمله ریاضیات، انجام شد.[8] دوم، علم اقتصاد با اتخاذ اثبات‏گرایی يا فلسفة تحققی، ملاحظات اخلاقی را از خود خارج کرد.[9]



[1] - mainstream

[2] - Alvey, James E., 1999.

[3] - moral science

[4] - Alvey, James E., (1999)

[5] - positivism

[6] - moral philosophy

[7] - natural sciences

[8] - Mirowski (1989), p. 198

[9] - Davis (1991); Rothschild (1993); Drakopoulos (1997)