اقتصاد اخلاق (28)
مقدمهای بر علم اقتصاد بهمثابه علمي اخلاقی
بهطور معمول فرض بر اين است که "جریان اصلی[1]" تفکر اقتصادي به این نتیجه ختم ميشود که علم اقتصاد بدون درنظرگرفتن توجهات اخلاقی پايهريزي شده است. اما بايد توجه داشت که چنين نگرشي بيشتر حاصل نگرشهاي قرن بیستم است،[2] چراکه تکامل علم اقتصاد پس از آدام اسمیت به عنوان بخشی از فلسفة اخلاقی پنداشته میشد. تفحص در آراء اسميت نشان ميدهد که وي علم اقتصاد را بهمثابه "علم اخلاق[3]" نشان میداد و حتی پس از اسمیت و تا اوایل قرن بیستم، تعدادی از نظریهپردازان بسیار سرشناس اقتصادی، اقتصاد را بهصورت علمي اخلاقي توسعه ميدادند و پس از آن بود که نزول اخلاق در علم اقتصاد مشاهده شد.[4]
تأثیر اثباتگرایی بر جدايي علم اقتصاد از اخلاقيات
ظهور اثباتگرايي[5] در جدايي اقتصاد از اخلاقيات نقش ويژهاي داشته است. دیدگاه جاری اقتصاددانان نسبت به جدايي اقتصاد از اخلاقیات در بسیاری از موارد تاریخی بیگانه است، چراکه علم اقتصاد از بطن "فلسفه اخلاق[6]" پيدا شده و سرانجام بهصورت یکی از علوم اخلاقی درآمد؛ اما در برههای از تاریخ، "جریان اصلی" علم اقتصاد از علوم اخلاقي و اخلاقیات جدا ماند، هرچند که چنين جداسازیي بخشی از "سنت علم اقتصاد" نبود، بلکه تنها در قرن بیستم ظهور کرد. در ميان دلايل مختلف دو دلیل اصلی برای جداشدن علم اقتصاد از ملاحظات اخلاقی وجود دارد. نخست، "علوم طبیعی[7]" درمقايسه از موفقيت بيشتري برخوردار شدند و البته تلاشهایی نيز براي سرايت این موفقیت به درون علم اقتصاد صورت گرفت که از راه بهکار بردن شیوههای علوم طبیعی ازجمله ریاضیات، انجام شد.[8] دوم، علم اقتصاد با اتخاذ اثباتگرایی يا فلسفة تحققی، ملاحظات اخلاقی را از خود خارج کرد.[9]
[1] - mainstream
[2] - Alvey, James E., 1999.
[3] - moral science
[4] - Alvey, James E., (1999)
[5] - positivism
[6] - moral philosophy
[7] - natural sciences
[8] - Mirowski (1989), p. 198
[9] - Davis (1991); Rothschild (1993); Drakopoulos (1997)
Alireza Rahimi Boroujerdi