اقتصاد اخلاق (29)
بهطورکلي بسياري از اقتصاددانان معتقدند که علم اقتصاد عاري از هرگونه ایدئولوژی، الهیات و فلسفة اخلاقی است. یکی از انديشمندان نقش اخلاقيات در "جریان اصلی علم اقتصاد" را چنين توضيح ميدهد: علمیکردن اقتصاد سبب جداشدن اقتصاد از ریشههای اخلاقی آن شده و جریان اصلی علم اقتصاد در قرن بيستم، این جدایی را پذیرفته است. نظریة اقتصادی بهصورت علمي پوزيتيو انگاشته میشود که توسط آن به تحليل و تبيين فرآیندهای اقتصادی مبادرت ميورزد... هرچندکه ارزيابي اخلاقی اهمیت دارد، اما نباید بخشی از برنامههای پژوهشی اقتصاد را تشکیل دهد[1].
همچنين، یکی دیگر از مفسران، نقش اثباتگرايي در علم اقتصاد را بهقرار زير توضيح میدهد: امروزه بیشتر اقتصاددانان قبول کردهاند که جداکردن نظریههای اقتصادي از "ارزشها" برای ايجاد ساختار علمی در اقتصاد، ضروری است. اقتصادي پوزيتيو و عاري از ارزشها که بر "قضاوتهای ارزشی[2]" یا چارچوبهای فلسفی و روانشناسی استوار نباشد، بهطور معمول ايدهآل اقتصاددانان است. این رویکرد بهطور چشمگیری بر شاخههای مهم علم اقتصاد ازجمله، "اقتصاد خرد" تأثیر بهسزایی گذاشته است[3]. اقتصاددانان دیگر نيز تشخيصهاي مشابهی از علم اقتصاد را ارايه کردهاند[4].
"علم اقتصاد جديد" بر "برآورد منطقی"[5]، "اهداف مادی بنیادین"، و "بیطرفی علمی در موضوعات اخلاقی" تأکید میکند ولی همین جنبه نيز میتواند به راحتی به چیز دیگری تبدیل شود. براي مثال، برخي از محققين چنین عنوان میکنند: "اقتصاد خرد مقدماتی براساس پیش فرض رفتار خودخواهانة منطقی استوار است[6].
در اینجا باید به این نکته توجه کرد که "منافع شخصی[7]" به "رفتارخودخواهانه[8]" تغییر پیدا کرده است؛ ولی باید به آنچه که "دیوید کرپس" اظهار کرده است توجه کرد. او ميگويد: "مجموعة پراکندهای از فروض مشروع، طمعورزي، عقلانيت و تعادل، اکثر شاخههاي علم اقتصاد را دربرگرفتهاند."[9] توجه کنيم که وي بهجاي واژة "خودخواهی" از واژة "طمعورزي" استفاده کرده است که فرض "طمعورزي" مکرراً توسط بسياري از اقتصاددانان استفاده ميشود.
[1] - Rothschild (1993), p. 16
[2] - value judgments
[3] - Drakopoulos (1997), p. 286
[4] - Young (1997), p.4; Galbraith (1987), p. 124
[5] - rational calculation
[6] - Yezer, A. M., Goldfarb, R. S. and Poppen, P.J. (1996), p. 178
[7] - self-interest
[8] - selfish behavior
[9] - Kreps, David (1997), p. 59
Alireza Rahimi Boroujerdi